المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
180
مروج الذهب ( فارسى )
را لوذعانه خوانند و اكثريت روس از آنهاست كه به تجارت بديار اندلس و روميه و قسطنطنيه و خزر روند و از پس سال سيصد در حدود پانصد كشتى كه هر كشتى يكصد كس داشت بديار خزر رسيد . اينان به خليج نيطس كه برود خزر پيوسته است در آمدند در اينجا مردان شاه خزر با عدهء نيرومند براى دفع كسانى كه از اين دريا بر آيند يا از دشت ما بين خزر و نيطس بيايند آمادهاند زيرا صحرانشينان ترك غز به اين دشت آيند و قشلاق كنند و گاه باشد كه آب رود خزر كه تا خليج نيطس پيوسته است يخ بندد و غزان با اسب از آن بگذرند . و آن آبى عظيم است اما از شدت يخبندان آنها را فرو نبرد و بديار خزر حمله برند و گاه باشد كه مردان شاه خزر كه آنجا آمادهاند از دفعشان وامانند و شاه شخصاً برون شود و آنها را نگذارد كه از روى يخ بگذرند ولى بتابستان تركان راه عبور ندارند . وقتى كشتيهاى روس بمردان خزر كه بدهانه خليج آماده بودند رسيد بشاه خزر نامه نوشتند كه از آن ناحيه بگذرند و در رود آن پائين روند و وارد رود خزر شوند و بدرياى خزر كه درياى گرگان و طبرستان و ديگر ديار ايران است كه گفتهايم وارد شوند و نصف غنايمى را كه از اقوام سواحل اين دريا بدست آرند به دو دهند و او نيز اجازه داد و وارد خليج شدند و بمصب رود رسيدند و در اين شعبه آب بالا رفتند تا برود خزر رسيدند . و از آنجا سوى شهر آمل سرازير شدند و از آنجا گذشته بدهانه رود و مصب آن رسيدند و از مصب رود تا شهر آمل رودى عظيم و آبى فراوانست و كشتيهاى روس به دريا پراكنده شد و دستهها به گيل و ديلم و طبرستان و آبسكون ، شهر ساحلى گرگان ، و ديار نفت و آذربايجان فرستادند زيرا از ديار اردبيل آذربايجان تا اين دريا سه روز راه است . روسان خونها بريختند و زنان و كودكان را باسيرى گرفتند و اموال فراوان به غارت بردند و بهر جا حمله كردند بويرانى دادند و بسوختند و اقوام سواحل دريا بفغان آمدند كه از روزگار قديم دشمنى به اين دريا نيامده بود فقط كشتيهاى تجار و شكار بدانجا رفت و آمد مىكرد و روسان را با گيل و ديلم